پروا...
وقت پرواز است
اگر بال و پر داری بپر
وگرنه
به پریدن بیاندش
اگر کاری کنی که دوست داره کاری میکنه که دوست داری
اگر کار بکنی که دوست نداره کاری می کنه که دوست نداری
نظر تو چیه یانوس می دونم که تو هم دوست داری بدونی ....
یانوس دیشب مونا اومد این چند وقت اغلب می یاد قبلا گاهی سر میزد
دلم برای خورشید تنگ شده خیلی هر وقت یادش می کنم دلم پر از عشقش می شه
می دونم لیاقت عشق خورشید رو ندارم ولی می خوام اونقدر بهش نزدیک بشم که بسوزم......
تویی که شرینی هات هم تلخه
تویی که آرامشت پر از دلهره است
تویی که زندگیت همراه با مرگه
دست از سر من بر دار
من اسیر و دیونه ات نمی شم
یادت می آید چقدر دنبال آرمش بودی به کجاها سر کشیدی به هر وسیله متوسل شدی. شاید رمز آرامش که من فکر می کنم گمشده آدمی است در قنانت به کفایت باشد ولی تو برایم بگو کفایت ما چیست زیاده طلبی و افزون خواهی چیست تو بگو قناعت یعنی چه و آیا در ساحل آن آرامش منتظر ماست.
دوست دارم
مانند دریا مهربان
مانند آسمان بی انتها
مانند خورشید درخشنده
مانند زمین پر ثمر باشم
و مانند بهار سبز و با طروات باشم.