پروا...

بلند شو
وقت پرواز است
اگر بال و پر داری بپر
وگرنه
به پریدن بیاندش

امید

امروز در خیابان درختان سرسبز ، هوای خوب ، صدای پرندگان و هزار چیز خوب دیگر
برای شادی و شادابی بود برای این احساس کنم دنیا چه زیباست
برای این که باور کنم چقدر خوشبختم
اما
خیالاتم نگذاشت
چرا به زشتی ها فکر کنم وقتی زیبایی های در کنارم هستن.

باران

باران دوباره در کویر دل باریدن گرفت
آیا دوباره چتر بر سر خواهم گرفت ....
یا چترم را برداشته ام
......و باران می آید.

نسیم

مثل خورشید ولی پر نور
مثل ماه ولی زیبا
مثل رود ولی در خروش
مثل آسمان ولی وسیع
مثل درخت ولی سبز
مثل کویر ولی آرام
اما نه تاریک نه زشت نه مانده نه حقیر نه زشت نه .....

خورشید

دیروز شنیدی توی اون رسانه می گفت :

اگر کاری کنی که دوست داره کاری میکنه که دوست داری

اگر کار بکنی که دوست نداره کاری می کنه که دوست نداری

نظر تو چیه یانوس می دونم که تو هم دوست داری بدونی ....

یانوس دیشب مونا اومد این چند وقت اغلب می یاد قبلا گاهی سر میزد

دلم برای خورشید تنگ شده خیلی هر وقت یادش می کنم دلم پر از عشقش می شه

می دونم لیاقت عشق خورشید رو ندارم ولی می خوام اونقدر بهش نزدیک بشم که بسوزم......

برا یانوس

تویی که زیبایی هات آغشته به زشتی است

تویی که شرینی هات هم تلخه

تویی که آرامشت پر از دلهره است

تویی که زندگیت همراه با مرگه

دست از سر من بر دار

من اسیر و دیونه ات نمی شم

فنا

در این دنیا فانی و زودگذر هیچ توشه ای بجز تقوا بهره ای ندارد هر کس در این آشفته بازار به اندازه کفایت قانع باشد آرامش بیشتری دارد.

یادت می آید چقدر دنبال آرمش بودی به کجاها سر کشیدی به هر وسیله متوسل شدی. شاید رمز آرامش که من فکر می کنم گمشده آدمی است در قنانت به کفایت باشد ولی تو برایم بگو کفایت ما چیست زیاده طلبی و افزون خواهی چیست تو بگو قناعت یعنی چه   و    آیا در ساحل آن آرامش منتظر ماست.

دنیا

دنیا مانند آبی است که از آسمان می ببارد و زمین تشنه را سیراب می کند و گیاهان بوسیله آن می روییند ولی مدتی نمی گذرد که همه آنها خشک می شود و باد آنها را پراکنده می نمایید ....
شاید که عبرت بگیری شاید که توشه برداری... 

بهار

به نام خدا

دوست دارم

مانند دریا مهربان

مانند آسمان بی انتها

مانند خورشید درخشنده

مانند زمین پر ثمر باشم

و مانند بهار سبز و با طروات باشم.

باید دوباره شروع کرد

سلام .
سلام به تو که صدایم را همیشه می شنوی و پاسخ می دهی.
سلام به تو .
می خواهم برایت بنویسم چیزهایی را که کسی را برای درک کردن انها نیافتم.
آری تو را می گوییم یوناس تو که همیشه می فهمی و مرا راهنمایی.
چرا ما انسانها برای هم نمی توانیم همدم خوبی باشیم
چرا باید همیشه از بیان احسساتمان به خاطر برداشت بد دیگران در هراس باشیم.
برای همین برای تو می نویسم تو که هیچگاه برداشت نادرست نکردی .
تو یار بودی از پس نیز باش .
ای کاش خداوند مانند تو بسیار خلق می کرد.
یوناس برای تو می نویسم بخوان و راهگشا باش مثل همیشه.