اسرار ازل را نه  تو دانی و  نه  من



اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی ونه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من



قدرمو می دونی یه روز

يه روزي قدرمو ميدوني كه ديره
روزي كه كسي سراغت نميگيره
يه روز ميدوني من كي و چي بودم
روزي كه از نبودنم غصه ات ميگره
باشه خوبم از كنارت ساده ميرم
با وجود اينكه ميدونم ميميرم
به خدا قدرمو ميدوني يه روزي
روزي كه از تو جدا ميشه مسيرم

قدرمو ميدوني يه روز
يادم میفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه
مثل يه آه سينه سوز
حسرت يك لحظه نگام
دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا
حتی به خوابت نميام

يه روزي قدرمو ميدوني كه ديره
اسم من از توي لحظه هات نميميره
ديگه نيستم اون شبهاي پر ستاره
وقتي كه دلت بهونمو ميگيره

اما اون روز خدا كنه نباشه
نشنوم از رفتن من غصه داري
من ميبينم اون شبايي رو كه ديگه
واسه گريه شونهامو كم مياري ی ی

قدرمو ميدوني يه روز
يادم ميوفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه
مثل يه آه سينه سوز

حسرت يك لحظه نگام
دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا
حتی به خوابت نميام

لب دوست

 

گـــــرچه از هر دو جهان هيچ نشد حاصل ما  غــــم نباشد، چـــــــو بـــــود مهر تو اندر دل ما 

حاصل كونْ و مكان، جمله ز عكس رخ توست  پس همين بس كه همه كوْن و مكانْ حاصل ما 

جملـــــــه اسرار نهان است درونِ لب دوست  لب گشا! پـــــــرده بــــــــرانداز ازين مشكل ما 

يـــــــــــا بكش يــا برَهان زين قفس تنگ، مرا  يا بــــــــرون ساز ز دل، ايـــــن هــوس باطل ما 

لايـــــق طوْف حــــــــــريم تو نبـــــــــوديم اگر از چــــــه رو پس ز مــــحبت بسرشتى گِل ما؟

درد من



درد من حصار برکه نيست،

درد زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده

در عهد پادشاه جرم پوش



در عهد پادشاه خطا بخش جرم پوش

                                                 حافظ قرابه کش شد و مفتي پياله نوش