ناز چشتو خریدارم دریای من

گفته بودي كه:

- «چرا محو تماشاي مني؟

و آنچنان مات، كه يك دم مژه بر هم نزني!»



- «مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني!»

روزهای نحس

گاهی اوقات انسان در شرایطی قرار می گیرد که ....
نحسی زندگیش مرا گرفت ...
ابر سیاه نحس بر روشنایی ها تاثیر گذاشت ...
چرا نمی روی ...
چرا تو که فکر می کنی بهترینی تو فکر می کنی از همه بیشتر می فهمی
چرا گورت را گم نمی کنی و از همان لجن زاری که آمدی به همان جا بر نمی گردی
روزی که چهارشنبه بود دیدم که نور امید می تابد
و خوک کثیف دارد می رود......

غروب

غروب حس عجیبی دارد ، اسرار آمیز است ، انسان را با خود به ماوراء می برد.
ولی بعضی می گویند غروب دلگیر است .
آن هنگام که هوا تاریک می شود و صدای موذن تکبیر گویان فضا را عطر آگین می کند ،
همه جا در ظلمت فرو می رود.
نور چراغ ها می آیند تا نبود خورشید را احساس نکنیم .

و ................

در تاریکی غوطه ور شو تا روشنایی را در دل جستجو کنی.

...؟؟؟

چقدر زیباست ولی من نمی بینمش
چرا؟؟
وقنشو ندارم
چرا؟؟؟
آخه باید فکر کنم
به چی؟؟؟
به خیلی چیزا
مثلا؟؟؟؟
خوب زشتی ها دیگه...
آهان... پس تنهات می زارم موفق باشی......

خورشید ... ماه ... ستاره ... آسمون و یه آلمه ابر .... یانوس
انی کنت من ظالمین

تولد

روز تولد شاید روز یادآوری بزرگترین یا بی اهمیت ترین واقعه زندگی انسان باشه
هر چند خیلی دوست دارم بدونم دیگران در این روز چه احساسی دارند
اما
فکر می کنم مهمترین مساله این باشه که چند نفر بهت تبریک می گن یعنی یادشون هست
اما برای من مهمتر از همه این که آیا وقتش نرسیده ؟؟؟؟
این یادآوری رو دوست دارم
کاش هر صبح می گفتم آیا وقتش نرسیده؟؟؟؟
و کاش جواب می دادم ......
ماه به تبریک گفت اما نخندیدم
ستاره ها هم چشمک زدند اما ...
چقدر خوب می شد خورشید به یادم بود
چقدر خوب می شد من به یاد خورشید بودم.

.....

پروا...

بلند شو
وقت پرواز است
اگر بال و پر داری بپر
وگرنه
به پریدن بیاندش